الفيض الكاشاني

77

سراج السالكين منتخب مثنوى معنوى ( فارسى )

و از جملهء امور شنيعهء اين طايفه خواندن اشعار و گفتن سخنانى است كه مشتمل است بر شطح و طامات و معنى محصّلى ندارد ، مثل اين كه همه چيز يكيست و مانند آن ، كه خود نيز نفهمند ! بلكه از ديگران شنيده و بتقليد فرا گرفته ، و هيچ معلوم نيست كه آن ديگران به چه قصد گفته‌اند و از آنها چه خواسته‌اند ! و اما قبايحى كه از جاهلان علمانما صادر مىشود ، از جمله يكى آنست كه طايفه‌اى را از اهل اسلام كه بزهد و عبادت معروفند لعن مىكنند ، بىآنكه ازيشان قولى يا فعلى به صحّت پيوسته باشد كه موجب لعن باشد . اگر ازيشان منافى تشيّع چيزى شنيده باشند محمول بر تقيّه مىتواند بود ، چرا كه در ميان مخالفين مىبوده‌اند ، خصوصا كه شيعيان مأمورند به كتمان مذهب از اهل خلاف ؛ و اگر ازيشان به نظم يا نثر حرفى چند رسيده كه با ظاهر شرع درست نمىآيد ، چون ايشان مدّعى اينند كه سخنان ايشان مرموز مىباشد تا نيك نفهمند كه مراد صاحب سخن چيست ، تكفير و تضليل و لعن و طعن جائز نيست . گاه باشد كه مقصود ايشان معنى حقّى باشد و خصوصا در اشعار كه مدار آن بر استعاره و مجاز است . مسلمانان را لعن كردن كارى سهل و آسان نيست ؛ نعوذ باللّه من الجهل و الحماقة ! در كتاب كافى از حضرت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - روايت كرده كه فرمود : آيا شما را خبر كنم به بدترين مردمان ؟ گفتند : بلى يا رسول اللّه ! پس طايفه‌اى را ذكر كرد . باز فرمود : به بدتر ازيشان خبر كنم ؟ گفتند : بلى يا رسول اللّه ! پس طايفه‌اى ديگر را ذكر كرد . پس فرمود : به بدتر از ايشان خبر كنم ؟ گفتند : بلى يا رسول اللّه ! پس فرمود : آنكه بدى رسوا را به مسلمانان نسبت مىدهد ، و لعن بسيار مىكند ، هرگاه اهل ايمان مذكور شدند ايشان را لعن مىكنند ، و هرگاه مؤمنان او را ذكر كنند ، لعن مىكنند . و در حديث ديگر آمده كه : لعن هرگاه از لعن‌كننده سر زد ، اگر آن كسى را كه لعن برو كرده سزاوار آن هست به او مىرسد ، و الّا بر مىگردد به لعن‌كننده . و از جملهء امور شنيعهء اين طايفه ، آنكه جماعتى را كه طريقهء زهد و عبادت پيش گرفته‌اند ، و از نعيم دنيا به قليل قناعت كرده ، در مأكل و ملبس و مسكن به اقل اكتفا